زندگی منم مثل این دسته صندلی خشک و بی روح بود. . .
با لمس دستای گرم و مهربونه تو منم جوونه زدم. . .
گرمای دستتو ازم نگیر. . .نزار دوباره بمیرم. . .
|
|

مثل ایینه شکستم تو ندیدی
صدای شکستنم رو نشنیدی
یادته بهت میگفتم نمی مونی
دیدی آخرش به حرف من رسیدی
|
|
پیچکای باغچمون خشک شدو پژمرد
خاطراتت مارو توی قصه ها برد
دلی که حتی به حرفای تو خوش بود
دیدی آخرش چه جور تو دستای تو مرد
|
|

وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم :
هی...اون دوسته منه...
اما وقتی می بازی کنارت میشینم و بهت میگم :
هی...من دوست تو ام ...
اون که میگه دوست داره....بشنو و باور نکن...
برات یه بی قراره...بشنو و باور نکن...
دروغ میگه دوباره عاشق و بی قراره...
تنها گزاشتن تو کاری واسش نداره...
قولای عاشقونش...فقط یه جور ادعاست...
میره و باز دوباره...برگشتنش با خداست...
حرفای عاشقونش...فقط واسه ۲ روزه...
اگه به پاش بشینی...عمری دلت میسوزه....
